صفى الدين محمد طارمى

238

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

أحواله صادقة ، و قصوده مستقيمة ؛ و إن كان العبد كسى ثوبا معارا ، فأحسن أعماله ذنب ، و أصدق أحواله زور ، و أصفى قصوده قعود . يعنى : به درستى كه اعلا درجات صادق آن است كه صادق باشد در معرفت صدقش ؛ يعنى بوده باشد معرفت او از براى صدق مطابق از براى چيزى كه در واقع است ، و او آن است كه موافق باشد رضاى حق‌ّتعالى به عمل او در بدايت ، يا حال او در سلوك هرگاه بوده باشد متوسّط ، يا وقت او در مقام قرب و نهايت . « و اتيان عبد » يعنى فعل او ، يقال : « أتى فلان كذا » أى فعله و قصده « 1 » در طلب ؛ پس به درستى كه توافق رضاى حق‌ّتعالى به امور ثلاثه در مواطن ثلاثه ، و اتيان عبد - يعنى فعل او و قصد او - در علم خصوص و اصطلاح طايفه صدق است . « پس اعمال او در اين هنگام » يعنى اعمال او وقت توافق اين ثلاثه - يعنى رضاى حقّ به اشياى ثلاثه و به فعل عبد و به قصد او - « مرضىّ و پسنديده است ، و احوال او صادق است و قصدهاى او مستقيم است » . تلخيص معنى : وقتى كه موافق شد رضاى حق‌ّتعالى به عمل عبد يا حال او يا وقت او در مراتب ثلاثه ، و فعل عبد و قصد او ، مىباشد اعمال او مرضىّ و پسنديده ، و احوال او صادق و قصدهاى او مستقيم . اين وقتى است كه بوده باشد عبد در مقام « ابرار » . پس هرگاه رسيد به مقام « مقرّبين » و متحقّق شد او را آنكه وجود او ثوبى است عاريه كرده شده كه پوشانيده است او را خداى تعالى به او ، و اصل عبد - بدون وجود حق‌ّتعالى - لا شىء محض و عدم صرف است ؛ پس مىگردد حسنات او سيّئات ، همچنان‌كه فرموده است پيغمبر عليه السّلام كه : « حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين » « 2 » .

--> ( 1 ) . اصل : قصد او . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 205 ؛ ج 34 ، ص 394 و ج 73 ، ص 316 . در اللؤلؤ المرصوع ، ص 33 ( به نقل از احاديث مثنوى ، ص 65 ) حديث يادشده از احاديث جعلى به شمار آمده است . در اتحاف السادة المتّقين ، ج 8 ، ص 608 اين حديث به ابى سعيد خرّاز منسوب شده است .